مترجم: ندا زمان فشمی
سفر دونالد ترامپ به چین و دیدار او با
شی جینپینگ، شاید در ظاهر یک دیدار دیپلماتیک معمول میان دو قدرت بزرگ جهان به نظر برسد، اما در شرایطی انجام میشود که روابط این دو قدرت بزرگ جهان وارد یکی از پیچیدهترین دورههای خود شده است؛ از جنگ تعرفهای و رقابت فناورانه گرفته تا بحران ایران، مسأله تایوان و نگرانیهای اقتصادی جهانی. مجموعه گزارشها و تحلیلهای منتشرشده در روزهای اخیر نشان میدهد این سفر برخلاف ظاهر دیپلماتیک آن، تلاشی برای مدیریت همزمان چند بحران بزرگ بینالمللی است.
ترامپ و سایه جنگهای همزمان
«سایمون تیسدال» تحلیلگر باسابقه روزنامه گاردین، در یادداشتی تحلیلی با عنوان «ترامپ میداند شی جینپینگ همه کارتها را در دست دارد» نوشت: رئیسجمهوری آمریکا پس از بحرانهای اوکراین، غزه و ایران، اکنون برای کنترل شرایط، ناچار شده است به سمت پکن برود. به ادعای تیسدال، ترامپ امیدوار است چین از نفوذ خود بر تهران برای جلوگیری از تشدید بحران در خلیج فارس استفاده کند؛ بحرانی که نهتنها بازار جهانی انرژی، بلکه اقتصاد داخلی آمریکا را نیز تحت فشار قرار داده است. او معتقد است ترامپ برخلاف گذشته، اینبار در موضع قدرت وارد مذاکرات نمیشود و همین موضوع دست «شی جینپینگ»را برای گرفتن امتیاز بازتر کرده است.
«امی هاوکینز» و «دیوید اسمیت» خبرنگاران گاردین در پکن و واشنگتن در گزارشی تحلیلی در گاردین نوشتند: برخلاف تصور اولیه، محور اصلی سفر ترامپ فقط جنگ تجاری نیست، بلکه پیامدهای جنگ ایران به مسألهای تعیینکننده تبدیل شده است. به گفته آنها، ترامپ در حالی وارد پکن شده که جنگ ایران و تبعات آن، موقعیت آمریکا را تضعیف کرده و تصویر «اقتدار بلامنازع» واشنگتن را زیر سؤال برده است. همچنین اختلال در تنگه هرمز، چین را که بخش بزرگی از نفت خود را از خاورمیانه تأمین میکند، به شدت نگران کرده و همین مسأله باعث شده است پکن بیش از گذشته به مدیریت بحران علاقهمند باشد. اما در عین حال، چین قصد ندارد بدون دریافت امتیاز، به واشنگتن کمک کند. همچنین بحران خاورمیانه باعث شده ترامپ بیش از هر زمان دیگری به یک موفقیت دیپلماتیک نیاز داشته باشد؛ موفقیتی که بتواند پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا به عنوان دستاوردی اقتصادی و ژئوپلیتیک عرضه کند.
خبرگزاری رویترز در گزارشی تاکید کرد جنگ ایران عملاً دستور کار نشست ترامپ و شی را تغییر داده است. «آنتونی استادلوفسکی» و «میمیچو» خبرنگاران رویترز که در حوزه چین تخصص دارند، در این گزارش تصریح کرده اند که آمریکا از چین خواسته است برای بازنگه داشتن تنگه هرمز و کنترل تهران، نقش فعالتری ایفا کند، اما پکن همچنان با احتیاط حرکت میکند و نمیخواهد در تقابل مستقیم با ایران قرار بگیرد. در همین زمینه، آسوشیتدپرس گزارش داده که یکی از اهداف مهم سفر ترامپ، فشار بر چین برای کاهش خرید نفت ایران است، زیرا آمریکا معتقد است ادامه خرید نفت ایران توسط پالایشگاههای چینی، بخشی از اثر تحریمها را از بین برده است.
پکن؛ شریک اقتصادی یا ناجی بازار آمریکا؟
اقتصاد و تجارت، مهمترین محور سفر ترامپ تلقی میشود. گزارش گاردین تأکید میکند که دولت ترامپ امیدوار است با تمدید آتشبس تجاری میان دو کشور، بخشی از فشارهای اقتصادی داخلی را کاهش دهد. پکن نیز در مقابل به دنبال کاهش محدودیتهای صادرات فناوری و حفظ دسترسی به بازار آمریکا است. به نوشته این روزنامه، احتمال توافق درباره خرید هواپیماهای بوئینگ، افزایش واردات محصولات کشاورزی آمریکا و حتی ایجاد سازوکارهای جدید در حوزه مواد معدنی کمیاب مطرح
شده است.
«آنتونی زورکر» و «لورا بیکر» خبرنگاران حوزه آمریکای شمالی و چین نیز در «بیبیسی» طی تحلیلی مشترک نوشتند تفاوت بزرگ این سفر با دیدار سال ۲۰۱۷، تغییر موازنه اعتمادبهنفس میان دو کشور است. آنها معتقدند شی جینپینگ اکنون خود را رهبر قدرتی باثباتتر از آمریکا میبیند و تلاش میکند چین را به عنوان بازیگری منطقیتر و قابلاعتمادتر معرفی کند. در مقابل، ترامپ به دنبال یک پیروزی فوری سیاسی و اقتصادی است؛ موضوعی که ممکن است در مذاکرات، دست او را ضعیفتر کند. مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی آمریکا (CSIS) در تحلیلی این دیدار را تلاشی برای «مدیریت مهمترین رابطه دوجانبه جهان» توصیف کرده است. در این تحلیل آمده که هر دو طرف میدانند تشدید تنش میتواند اقتصاد جهانی را وارد بحرانی تازه کند، به همین دلیل هدف اصلی نشست، نه حل اختلافات، بلکه جلوگیری از انفجار آنهاست.
این تحلیل می افزاید: چین برخلاف تصور رایج، با وجود نمایش اعتمادبهنفس، نگران بیثباتی فزاینده در روابط با آمریکاست و به همین دلیل از برگزاری این نشست استقبال کرده است؛ ضمن اینکه ترامپ در این سفر بیش از هر چیز بر اقتصاد و ایران تمرکز دارد، در حالی که چین میخواهد درباره محدودیتهای فناوری، صادرات تراشهها و مسأله تایوان امتیاز بگیرد.
اختلاف بر سر تایوان
تایوان همچنان خطرناکترین محور اختلاف میان دو کشور محسوب میشود. گاردین
می نویسد: پکن امیدوار است از شرایط دشوار فعلی آمریکا استفاده کند و امتیازهایی درباره تایوان بگیرد. نگرانی اصلی متحدان آمریکا در شرق آسیا این است که ترامپ برای دستیابی به توافقهای اقتصادی یا همکاری چین درباره ایران، مواضعی نرمتر نسبت به تایوان اتخاذ کند. سایمون تیسدال در تحلیل خود حتی هشدار داده که ترامپ ممکن است حمایت سنتی آمریکا از تایوان، ژاپن و کره جنوبی را به بخشی از معامله بزرگتر با چین تبدیل کند. رویترز هم نوشت: پکن تلاش میکند از این نشست برای گرفتن تضمینهایی درباره کاهش حمایت نظامی واشنگتن از تایوان استفاده کند.
نبرد تراشهها و هوش مصنوعی
رقابت فناورانه و بهویژه هوش مصنوعی نیز به یکی از محورهای تازه روابط دو کشور تبدیل شده است. «بنگ شیائو» خبرنگار چینیالاصل خبرگزاری آمریکایی «ایبیسی نیوز» در تحلیلی نوشت که برخلاف سال ۲۰۱۷، اکنون هوش مصنوعی در قلب رقابت ژئوپلیتیک آمریکا و چین قرار گرفته و تقریباً همه موضوعات، از امنیت و اقتصاد تا انرژی و نظارت دیجیتال، تحت تأثیر آن است. «مؤسسه بروکینگز» هم پنج محور اصلی سفر ترامپ را تجارت، تایوان، هوش مصنوعی، ایران و رقابت ژئوپلیتیک معرفی کرده است. بروکینگز تأکید میکند که برخلاف دوره نخست ترامپ، اکنون رقابت تکنولوژیک به مرکز روابط دو کشور تبدیل شده و موضوعاتی مانند هوش مصنوعی و تراشهها مستقیماً با امنیت ملی پیوند خوردهاند. در این میان، روزنامه اوکراینی «کی یفپست» نیز زاویه مهم دیگری را از سفر ترامپ مطرح کرد و نوشت: رابطه آمریکا و چین اکنون بیش از هر زمان دیگری «معاملهمحور» شده و هر دو طرف میکوشند از اهرمهای متقابل خود، از مواد معدنی کمیاب و فناوری هوش مصنوعی گرفته تا انرژی و موقعیت نظامی استفاده کنند. به نوشته این روزنامه، پکن معتقد است آمریکا درگیر چند بحران همزمان شده و به همین دلیل، این بهترین زمان برای گرفتن امتیازهای راهبردی از واشنگتن
است.
در مجموع، بیشتر تحلیلگران غربی معتقدند این سفر بیش از آنکه به توافقهای بزرگ منجر شود، تلاشی برای جلوگیری از وخیمتر شدن بحرانهاست؛ از بحران انرژی و ایران گرفته تا تایوان، تجارت و رقابت فناورانه. واشنگتن و پکن اکنون میدانند هرگونه اشتباه محاسباتی میتواند اقتصاد و امنیت جهان را وارد مرحلهای خطرناکتر کند. شاید به همین دلیل است که بسیاری از تحلیلگران، این نشست را نه یک نقطه آغاز، بلکه تلاشی برای جلوگیری از فروپاشی نظم شکننده کنونی جهان توصیف میکنند.
شما چه نظری دارید؟